السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)
213
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)
فرمودند : خداوند به ابراهيم ( ع ) چشمانى بسيار تيز و بينايى عنايت فرمود بطوريكه او آنچه را در عرش و ماوراى آن بود و نيز هر آنچه را كه بر عرصه زمين و درون آن قرار داشت به خوبى مشاهده مىكرد ، پيامبر ( ص ) نيز اين گونه بر عرش و زمين تسلط داشت . [ 1 ] « عبدالصمد بن بشير » در كتاب « عياشى » مىگويد : روزى تمام قاضيان در دربار ابو جعفر دوانيقى گرد آمدند . او از آنها پرسيد : مردى وصيت كرده كه جزئى از مالش متعلق به خودش باشد منظور از جزء چقدر است ؟ قاضيان از جواب درماندند و ابو جعفر قاصدى را به مدينه نزد امام صادق ( ع ) فرستاد تا آنحضرت به جواب اين مشكل بپردازند . حضرت در پاسخ فرستاده جعفر فرمودند : خداوند اين مسأله را در قرآن بيان نموده است آنجا كه فرموده رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى . . . يعنى ابراهيم ( ع ) بر هر كوهى جزئى از آن طيور را قرار داد ، آن پرندگان و كوهها مجموعا ده جزء بودند . [ 2 ] در تفسير عياشى از قول باقرين عليهما السلام آمده است كه منظور از آيهء رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ [ 3 ] همان اسماعيل و اسحاق مىباشند . [ 4 ] همچنين در روايتى از امام صادق ( ع ) پيرامون آيه رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ [ 5 ] آمده است : اين كلمه را نويسندگان به خطا ضبط نمودهاند چرا كه استغفار ابراهيم براى پدرش بخاطر وعيد و تهديد به عمل آمده دربارهء او بود . و صحيح آنست كه ابراهيم گفت رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ كه منظور همان اسماعيل و اسحاق و امام حسن و امام حسين عليهما السلام هستند . [ 6 ] در كتاب « عوالى الأمالى » آمده است ابراهيم ( ع ) از ملك الموت خواست تا روح مؤمن را به دو بنماياند و هنگامى كه به امر جبرئيل و براى لحظهاى روى خود را از او بازگردانيد با جوانى خوش سيما و آراسته كه رايحه مطبوع او فضا را آكنده بود مواجه گرديد و به عزرائيل خطاب كرد اگر هر مؤمنى تنها اين هيئت بىمثل را مشاهده كند تحقيقاً آرزوى ديگرى نخواهد داشت آنگاه ابراهيم ( ع ) از ملك الموت خواست تا
--> [ 1 ] بصائر الدرجات - ص 126 - 128 . [ 2 ] تفسير عياشى - ج 1 - ص 143 . [ 3 ] سورهء نوح - آيهء 28 . [ 4 ] تفسير عياشى - ج 2 - ص 234 . [ 5 ] سورهء ابراهيم - آيهء 41 . [ 6 ] تفسير عياشى - ج 2 - ص 235 .